تبليغاتX
خدايا به اميد تو...ياري ام كن

خدايا به اميد تو...ياري ام كن

فقط او مي داند و بس.....

به زودی برمیگردم

این وب مسدود نیست ها

میام زودی میام

+نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت22:33توسط الیسا | |

                     

دلبر......

دلبر من نديدنت براي من

رفتنت از كنار من آتيش به جونم ميزنه

عاشقتم عاشق اون نگاهتم نديدنت نگاهتم آتيش به جونم ميزنه

دلبر من عاشق سر به راهتم نگفتن دوستت دارم آتيش به جونم ميزنه

خسته شدم خسته از اين جدايي ها ديدن بي وفايي هات آتيش به جونم ميزنه

تو واسه بهار اين دل هميشه خزون و زردي بگو تا همه بدونند آخه تو با من چه كردي

تو مثل كوههاي پر برف واسه من خاموش و سردي ميدونم دروغ ميگفتي  ميري و باز بر ميگردي

آره از تو عشق زيبا من فقط يك چيزي ميخواهم توي اين دنياي سنگي من فقط  عشق تو ميخواهم

من مي خواهم باشي تو يارم بموني همش كنارم ببيني كه با نبودت از جدايي ها بيزارم.......

                       

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت19:55توسط الیسا | |

آه خدا؛

گفتم: خسته ام

گفتی: لا تقنطوا من رحمة الله... از رحمت خدا ناامید نشوید(زمر/53)

گفتم: هیشكی نمیدونه تو دلم چی میگذره

گفتی: إن الله بین المرء و قلبه... خدا حائل است میان انسان و قلبش(إنفال/26)

گفتم: هیچ كسی رو ندارم

گفتی: نحن أقرب إلیه من حبل الورید... ما از رك گردن به انسان نزدیكتریم(ق/16)

گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش كردی!

گفتی: فاذكرونی، اذكركم... منو یاد كنید،تا یاد شما باشم(بقره/152(

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت22:51توسط الیسا | |

                             

آغوش تو سایه گاه خستگی من است

آغوشی که میدانم همیشه به روی من باز است

و من لحظه به لحظه ی زندگیم را به امید آرمیدن در آغوش تو سپری میکنم

دستهای من غرق التماسند برای در آغوش گرفتن تو

منی که خسته از دست خنجر روزگارم

در آغوش تو تمام زیبایی را لمس خواهم کرد

و تا ابد در دل این زیبایی آرامش خواهم یافت....

+نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت20:57توسط الیسا | |

تولد تولد تولدم مبارک ......... مبارک مبارک تولدم مبارک ............. (چقدر خودم رو تحویل میگیرم)

از گروه موسیقی خواهش می کنم که بنوازن .........  کی میخواد بیاد وسط ...؟ بیاد دیگه ....... قاطی پاتیه ........ بفرمائید. ......... چه کنم دیگه به حرف شما دوستای گلم گوش دادم و یه پارتی گرفتم........بفرمائید تعارف نکنید. مجلس بی ریاست    

یه نفر که خیلی خیلی خیلی خیلی دوستش دارم ........ امروز برام خوند : ‌   تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک ......... لبت شاد و دلت خوش تولدت مبارک....... الهی من فدات شم تولدت مبارک..... فدای اون چشات شم تولدت مبارک......... اووووووووووه . کلی احساس به خرج داد.    الهی من پیش مرگش بشم.

حالا،‌حالا حالا حالا ،‌همه دستا به بالا به این اليسا(س) خانومی بگید ١٠٠٠٠ ماشالله.    به به . بابا دستتون درد نکنه . زحمت کشیدید. راضی به زحمت نیستم . بالا یکی جلوی اینو بگیره . بابا آهنگ معمولیه ... تکنو نیستش که

 The image “http://i33.tinypic.com/1zqwx3l.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

بله ........ خوشگل خانمها ،‌ آقایون محترم ...... نهم تير(سرطان)ماه ساعت ۲:۲۰ دقیقه شب تولد اینجانب « جيگل خانم» هستش. حالا بیاد عکس بندازیم که میخوام برم    وای بچه هااااااااااااااااا. دستتون درد نکنه. چه کادوهایییییییییی ......

اولش همه شکل هم هستیم
کوچولو و کچل
حتی صداهامون هم شبیه به همدیگه است
با اولین گریه بازی شروع میشه
هی بزرگ می شیم
بزرگ و بزرگتر
اونقدر بزرگ که یادمون میره
یه روز کوچولو بودیم
دیگه هیچ چیزیمون شبیه به هم نیست
حتی صداهامون
گاهی با هم می خندیم
گاهی به هم!
اینجا دیگه بازی به نیمه رسیده
:
واسه بردن بازی
روی نیمه ی دوم نمی شه خیلی حساب کرد
گاهی باید برای بردن بازی
بین دو نیمه
دوباره متولد شد!


یک سال دیگه گذشت
یکی میگه یک سال دیگه بیهوده گذشت
یکی میگه یک سال بزرگتر شدم
یکی میگه یک سال پیرتر شدم
یکی میگه یک سال دیگه تجربه کسب کردم
یکی میگه یک سال به مرگ نزدیک تر شدم
یکی هم اصلا براش مهم نیست و هیچی نمیگه.

منم یک سال بزرگتر شدم ... یکسالی که نمی دونم توش واقعا تونستم « بزرگ » بشم یا نه ؟ ... تونستم با مشکلات خودم کنار بیام ؟ ... تونستم همونی باشم که هستم ؟ ... تونستم بعضی از عیب هام رو برطرف کنم ؟ ... تونستم کسی رو نرنجونم ؟ ... تونستم دل کسی رو شاد کنم ؟ ...
نمی دونم ... باید فکر کنم ... شاید اونجوری که می خواستم باشم نبودم....ولی یکسال بزرگتر شدم...اونم خیلی سریع ......

+نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت20:25توسط الیسا | |

              

بهترين ترانه رو من از چشمهاي تو ميسازم

تو قمار زندگيمون تو نباشي من ميبازم

اگه باشي در كنارم با تو من مالك دنيام

بي خيال غربت و غم بي خيال نور فردام

دوست دارم دوست دارم توي دنيام تو رو دارم

مثل آسمون كه تنها اميدش چند تا ستارست

ديدن برق نگا هت واسه من عمر دو باره است

هر سر انگشت تو يعني قصه خوب نوازش

هر نگاه عاشق توغزل آبي خواهش

جاده هاي مهربوني مي گذره از تو نگاهت

روشن شبهاي تارم با خيال روي ماهت....

 

+نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت22:59توسط الیسا | |

                      

 

با من باشی دوست دارم
تنها باشی دوست دارم
اگه بری یه جای دور
هر جا باشی دوست دارم
دوست دارم دیوونه وار
خوب میدونی تنهام نذار
گفته بودی مال منی
چی شد پس اون قول و قرار
دوست دارم تنهام نذار

رنگ چشاتو دوست دارم
درد و دلاتو دوست دارم
اگه ازم خسته می شی
خستگی هاتو دوست دارم
بچگی هاتو دوست دارم
سادگی هاتو دوست دارم
وقتی پر از درد و غمم
خندیدین هاتو دوست دارم

خونه پر از هوای تو
خالی فقط صدای تو
تنها نفس مونده برام
مونده فقط برای تو
خونه پر از هوای تو
خالی فقط صدای تو
تنها نفس مونده برام
مونده فقط برای تو
هرچی دارم فدای تو

با تو بهارو دوست دارم
لطف خدا رو دوست دارم
اگه بگی دوسم داری
این روزگار و دوست دارم
با تو گلا رو دوست دارم
روز و شبا رو دوست دارم

دلهره ی دیدن تو
قول و قرارو دوست دارم
رنگ چشاتو دوست دارم
درد و دلاتو دوست دارم
اگه ازم خسته می شی
خستگی هاتو دوست دارم

بچگی هاتو دوست دارم
سادگی هاتو دوست دارم
وقتی پر از درد و غمم
خندیدن هاتو دوست دارم
رنگ چشاتو دوست دارم
درد و دلاتو دوست دارم

با تو بهارو دوست دارم
لطف خدا رو دوست دارم

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت0:6توسط الیسا | |

                

اي تمام هست و بودم

اي ربوده عقل و هوشم

بنگر ..بيا كه سوختم

 ازغم عشق خاموشم

تويي آرزوي قلبم

در تمام زندگاني

بي تو به خدا خرابم

بي نوا و غم به دوشم

گر چه با هميم

 ليكن ......

زتو دور دور  دورم

چون ميان آه و اشك و غم ودرد وناله مي جوشم

مددم كن اي خدايا كه نميرم از فراغش

چون توان ديگرم نيست

از غمش سياه پوشم......

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت22:1توسط الیسا | |

خدا وصیت منو گوش بده  ناممو بخون

شاید دیگه من نباشم مواظب عشقم بمون

می سپارمت بهت میرم تمام تار و پودمو

یه وقت نیاد برنجونیش کسل کنی وجودمو

خدا یه وقت کسی نیاد بدزده قلب سادشو

کسی بیاد تو زندگیش بشینه زیر سایشو

بهش بگه دوسش داره

 

خیلی بده زمونمون خدا سپردمش بهت

مواظب عشقم بمون

 

خدا شاید این عشقی که من میگموتو نشناسی

نزدیکترین کسم اونه خیلی دوسش دارم

راستی یادم نره بهت بگم عزیزترین کسم اونه

خودم مهم نیست اما اون نزاری تنها بمونه

بمیرم واسه هق هقش گریه چقدر بهش میاد

وقتی که حرصش میگیره میگه از من بدش میاد

اما وقتی آروم میشه میبینه من بغضم گرفت

همین دیوونه بازیاش  از اول چشمو گرفت

.

.

.

.

حالا که مجبوریم با هم دیگه وداع کنیم

بیا به یاد اون روزا همدیگرو دعا کنیم

یه وقت دیدی دعا گرفت خدا نزاشت جدا بشیم

ای وای داره  فردا میاد باید دست به دعا بشیم

با قلب پاکت از خدا بخواه منو صبرم بده

هنوز نرفتی از پیشم دوریت داره زجرم  میده

.

.

 

ای خدا حتی اگه دوسم نداره

 تو میتونی نزاری تنهام بزاره

+نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت23:50توسط الیسا | |

                                   

  مي دوني که بي تو مي ميرم نباشي

   اگه با کس ديگه اي آشنا شي

   من جز تو که ديگه کسي رو ندارم

     مي ميرم اگه يه روز از من جدا شي

   تو دستاي عاشق تو جون مي گيره آرزوهاي من

    واسه چشماي ناز تو مي ميره چه آسون چشماي من

     بي تو مي ميرم مي دوني يا نه ؟

   مال من باشي مي توني يا نه ؟

       مي دوني که برا تو من بيقرارم

     فکري به جز چشماي خيست ندارم

      تو مثل خورشيد مي موني واسه ي من

           نباشي سياه ميشه روزگارم

    عاشق نبودي که ببيني چي کشيدم از اين تنهايي

   نمي دوني آخه که چه سخته برام بي فردايي

   واسه قلب من ، مي موني يا نه ؟

  بي تو مي ميرم ، مي دوني يا نه ؟

 

+نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت22:19توسط الیسا | |