|
به زودی برمیگردم این وب مسدود نیست ها میام زودی میام
دلبر...... دلبر من نديدنت براي من رفتنت از كنار من آتيش به جونم ميزنه عاشقتم عاشق اون نگاهتم نديدنت نگاهتم آتيش به جونم ميزنه دلبر من عاشق سر به راهتم نگفتن دوستت دارم آتيش به جونم ميزنه خسته شدم خسته از اين جدايي ها ديدن بي وفايي هات آتيش به جونم ميزنه تو واسه بهار اين دل هميشه خزون و زردي بگو تا همه بدونند آخه تو با من چه كردي تو مثل كوههاي پر برف واسه من خاموش و سردي ميدونم دروغ ميگفتي ميري و باز بر ميگردي آره از تو عشق زيبا من فقط يك چيزي ميخواهم توي اين دنياي سنگي من فقط عشق تو ميخواهم من مي خواهم باشي تو يارم بموني همش كنارم ببيني كه با نبودت از جدايي ها بيزارم.......
آه خدا؛ گفتم: خسته ام گفتی: لا تقنطوا من رحمة الله... از رحمت خدا ناامید نشوید(زمر/53) گفتم: هیشكی نمیدونه تو دلم چی میگذره گفتی: إن الله بین المرء و قلبه... خدا حائل است میان انسان و قلبش(إنفال/26) گفتم: هیچ كسی رو ندارم گفتی: نحن أقرب إلیه من حبل الورید... ما از رك گردن به انسان نزدیكتریم(ق/16) گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش كردی! گفتی: فاذكرونی، اذكركم... منو یاد كنید،تا یاد شما باشم(بقره/152(
آغوش تو سایه گاه خستگی من است آغوشی که میدانم همیشه به روی من باز است و من لحظه به لحظه ی زندگیم را به امید آرمیدن در آغوش تو سپری میکنم دستهای من غرق التماسند برای در آغوش گرفتن تو منی که خسته از دست خنجر روزگارم در آغوش تو تمام زیبایی را لمس خواهم کرد و تا ابد در دل این زیبایی آرامش خواهم یافت....
تولد تولد تولدم مبارک ......... مبارک مبارک تولدم مبارک ............. (چقدر خودم رو تحویل میگیرم)
از گروه موسیقی خواهش می کنم که بنوازن ......... یه نفر که خیلی خیلی خیلی خیلی دوستش دارم ........ امروز برام خوند : حالا،حالا حالا حالا ،همه دستا به بالا به این اليسا(س) خانومی بگید ١٠٠٠٠ ماشالله. بله ........ خوشگل خانمها ، آقایون محترم ...... نهم تير(سرطان)ماه ساعت ۲:۲۰ دقیقه شب تولد اینجانب اولش همه شکل هم هستیم
بهترين ترانه رو من از چشمهاي تو ميسازم تو قمار زندگيمون تو نباشي من ميبازم اگه باشي در كنارم با تو من مالك دنيام بي خيال غربت و غم بي خيال نور فردام دوست دارم دوست دارم توي دنيام تو رو دارم مثل آسمون كه تنها اميدش چند تا ستارست ديدن برق نگا هت واسه من عمر دو باره است هر سر انگشت تو يعني قصه خوب نوازش هر نگاه عاشق توغزل آبي خواهش جاده هاي مهربوني مي گذره از تو نگاهت روشن شبهاي تارم با خيال روي ماهت....
با من باشی دوست دارم دلهره ی دیدن تو بچگی هاتو دوست دارم با تو بهارو دوست دارم
اي تمام هست و بودم اي ربوده عقل و هوشم بنگر ..بيا كه سوختم ازغم عشق خاموشم تويي آرزوي قلبم در تمام زندگاني بي تو به خدا خرابم بي نوا و غم به دوشم گر چه با هميم ليكن ...... زتو دور دور دورم چون ميان آه و اشك و غم ودرد وناله مي جوشم مددم كن اي خدايا كه نميرم از فراغش چون توان ديگرم نيست از غمش سياه پوشم......
خدا وصیت منو گوش بده ناممو بخون شاید دیگه من نباشم مواظب عشقم بمون می سپارمت بهت میرم تمام تار و پودمو یه وقت نیاد برنجونیش کسل کنی وجودمو خدا یه وقت کسی نیاد بدزده قلب سادشو کسی بیاد تو زندگیش بشینه زیر سایشو بهش بگه دوسش داره خیلی بده زمونمون خدا سپردمش بهت مواظب عشقم بمون خدا شاید این عشقی که من میگموتو نشناسی نزدیکترین کسم اونه خیلی دوسش دارم راستی یادم نره بهت بگم عزیزترین کسم اونه خودم مهم نیست اما اون نزاری تنها بمونه بمیرم واسه هق هقش گریه چقدر بهش میاد وقتی که حرصش میگیره میگه از من بدش میاد اما وقتی آروم میشه میبینه من بغضم گرفت همین دیوونه بازیاش از اول چشمو گرفت . . . . حالا که مجبوریم با هم دیگه وداع کنیم بیا به یاد اون روزا همدیگرو دعا کنیم یه وقت دیدی دعا گرفت خدا نزاشت جدا بشیم ای وای داره فردا میاد باید دست به دعا بشیم با قلب پاکت از خدا بخواه منو صبرم بده هنوز نرفتی از پیشم دوریت داره زجرم میده . . ای خدا حتی اگه دوسم نداره تو میتونی نزاری تنهام بزاره
مي دوني که بي تو مي ميرم نباشي اگه با کس ديگه اي آشنا شي من جز تو که ديگه کسي رو ندارم مي ميرم اگه يه روز از من جدا شي تو دستاي عاشق تو جون مي گيره آرزوهاي من واسه چشماي ناز تو مي ميره چه آسون چشماي من بي تو مي ميرم” مي دوني يا نه ؟ مال من باشي “مي توني يا نه ؟ مي دوني که برا تو من بيقرارم فکري به جز چشماي خيست ندارم تو مثل خورشيد مي موني واسه ي من نباشي سياه ميشه روزگارم عاشق نبودي که ببيني چي کشيدم از اين تنهايي نمي دوني آخه که چه سخته برام بي فردايي واسه قلب من ، مي موني يا نه ؟ بي تو مي ميرم ، مي دوني يا نه ؟
|
About![]()
خدایا کفر نمی گویم پریشانم، چه می خواهی تو از جانم، مرا بی آن که خود خواهم اسیر زندگی کردی، خداوندا تو مسئوولی، خداوندا تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی می کشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار است Archivesآذر 1388مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 Links
پروفايل خودم اليسا جيگل |